خرید بک لینک

دهاتی های لوزر آتش بگیرید

شما اگر تو یه چیز حتی یه چیز تکلیفت با خودت معلوم باشه اصلا فکر نکن که آدما کار رو برات راحت تر میکنند یا قدر میدونند
تو نمیتونی با تمیز زندگی کردنت یه جامعه ی کثیف که از بچگی با نقاب و حسادت و دورویی بزرگ شدن و حاصل ارتباط های اجباری خانوادگی و دراماهای سنگین هستن رو تغییر بدی

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 21:42

همه بگا رفته ی جبرن من بگا رفته ی خودم

یکی از دلایلی که از ازدواج فراریم واقعا اینه که آدمی رو تو زندگیم مثل خودم ندیدم که بخشی از دردهای منو بفهمه آدما صفر و صدن یا حاصل ترومای فقر و عقده هاشن یا نازپروده ی ثروت و ناسزاگوی پدر مادرن در هر دو گروه فردیتی که خودم داشتم که از طبقه اجتماعی پدر مادرم پر رنگ تر بود، کم رنگه

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 21:42

از مادر بگیر تا خواهر و همکار و رفیق

بعد این چند سال دم خور شدن و نزدیکی با مردا ذهنم مفصلا پذیرفته مرد ابژه ی بازیشه هیچ انتظار فهم و شعور و لیاقت و شایستگی و قدرت و پایداری و درک ازش نداره
چرا ازش زده نمیشه ؟
چون نیازش رو بهشون فهمیده و متوجه ست کجاها همین موجودات براش کار میکنند.
اما زن رو؟ هیچ وقت درک نکردم.

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 21:42

عقده ی شخصی روحی دقیقا منطقیه

کمتر آدمی رو دورم میشناسم که انتظارش از دوست پسر/ دوست دختر همون چیزیه که کلمه ش هست و صداش می‌کنه باشه همین که برای من یه مرد دوست باشه به معنای واقعی کلمه که تو همون یه کلمه از همتون سختگیرترم کافیه
کسی نیست دورم که معیارش برای پارتنر سرپوش و درمان عقده های اجتماعیش نباشه‌.

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 21:42

از دوستای که چشمشون به زندگیته که ببینن چه گهی میخوری که همون رو بخورن متنفرم حالا چه بخواد پوزشین شغلی عوض کردن باشه یا میوه مورد علاقه و برند مورد علاقه ت امتحان کردن
خط فکری خودتون رو داشته باشید
مسابقه دو نیست
اون حس زیر ذره بین بودن و فضول بودن به من اورشر عدم امنیت میده

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1403 ساعت: 14:58

همیشه بهش فکر کنی آدمی هست که بیشتر از همه کسایی که نزدیکت بودن بتونه خودشو بهت بده و باهات رابطه بسازه .
چرا ؟
چون همه ضعف و سوراخ دارن و یه کاری که باید رو برات نمیکنن و برات خلا ایجاد میکنند.

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1403 ساعت: 14:58

سوپر پاورم اینه که میتونم روح یکی رو بو کنم و حقارت های وجودش و تمایزهاش رو بشناسم اینم مدیون سلیقه م تو آدمام که از نوجوانی سراغ معمول نرفتم بوی شدید هر چیز اگزجره ی چه صفات خوب چه صفات بد جذبم میکرد و الان با درصد خوبی واقعا اون چاشنی ها که اغلب هم تو آدما کمه رو متوجه میشم

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 2:53

من آدم جنسیت زده ی نیستم من تعصبات ذهنم از دیدن واقعیت های که قرن ها رو دو جنسیت بوده و تاثیرش واضحش برداشتم و اونقدر تونستم با جنسیت زن بودنم در جامعه تجربه ی زیسته های جالب داشته باشم که عقده های تثبیت جنسیتی ندارم وتمایل به دیدن واضحات و مملموسات دارم تا رویا و خیال ابرقهرمانی

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 2:53

سستی و لغزش تو چیزای که میخوای فقط باعث هزینه دادن خودت و اتلاف وقت و انرژی احساساتته .

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 2:53

شرایط ایران بخاطر آشفتگیش واقعا توهم زاست آدما حتی بابت مبتذل ترین حرکت ها هم فکر میکنن الان وسط یه کنش سیاسی خیلی مهم هستن.

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: پنجشنبه 14 تير 1403 ساعت: 3:07

به نظرم تمام کارهای اجتماعی این زمان هیچ معنی و مفهومی نداره و آدما تنها دستاورد های که واقعا میتونن در موردش حرف بزنن و واقعی باشه دستاورد های شخصی کوچکه
دنبال معنا بودن در چنین جامعه ی عین آب در هاون کوبیدن عبثه .

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: پنجشنبه 14 تير 1403 ساعت: 3:07

جون به جونم کنی بخاطر تجربه ی زیستی کودکی و نوجوانی که کنار نظامی ها و علی الخصوص اطلاعاتی هایی که بخاطر اقلیت مذهبی بودنمون همواره هر جا می رفتیم همسایه مون بودن یه کشش عشق/ نفرتی همواره به این مسائل و بالاخص جاسوس ها دارم، یه هیجانیه که از بچگی توم مونده با نهیب های خانواده .جوانی تبدیل شد به جنونی که یهو به خودم اومدم دیدم عه اولین دوست پسرم یه کسکش رتبه ی تک رقمی علوم سیاسی تهرانه و همونو نفهمیدم چطوری اومدم تا اخر که تقریبا ۹۵ درصد آدمای نزدیک و رابطه های عاطفیم درگیر یه مسئله ی سیاسی یا یاغی گری و ایستادن جلوی حکومت بودن و بابتش هزینه دادن . ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: پنجشنبه 14 تير 1403 ساعت: 3:07

یه مقاله هم باید نوشت در باب خطر توهمات و ابتذالی که تئاتر کار کردن میتونه برای آدما ایجاد کنه .

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد ۱۴۰۳ ساعت ۹:۲۴ ق.ظ توسط مــریـــم  | 

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: پنجشنبه 10 خرداد 1403 ساعت: 21:53

از آدمی که جذب غم ، غمگین ترین و فاکداپ ترین مردای عجیب و غریب و باهوش میشد که با سفیدی روحش نجاتشون بده و بشه بالش پر قوی زیر سرشون تبدیل به سیاهی شدم که وقتی هست میدونه انقدر چیزای تو دست و بالش هست که با وجود خودش تو زندگی پارتنرش ، غم طرف رو اصلا نمیتونه به رسمیت بشناسنه .اگر غم ببینه از طرفش، سیاهیش طغیان میکنه. + نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد ۱۴۰۳ ساعت ۹:۳۸ ق.ظ توسط مــریـــم  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: پنجشنبه 10 خرداد 1403 ساعت: 21:53

من و دوست پسرم دوتا آدم مهربون واجتماعیم که گارد حفاظتی در برابر آدما گرفتن
دوتا آدم که تبدیل به چیز دیگه شدن
ولی روح و واقعیت همو میشناسن .

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد ۱۴۰۳ ساعت ۹:۴۸ ق.ظ توسط مــریـــم  | 

برچسب: نویسنده: مهتاب شریفی تاريخ: پنجشنبه 10 خرداد 1403 ساعت: 21:53

صفحه بندی